غزلی زیبا از سعدی
فرستنده:مدیریت محترم وب
ما گدایان خیل سلطانیم شهربند هوای جانانیم
بنده را نام خویشتن نبود هر چه ما را لقب دهند آنیم
....گر برانند و گر ببخشایند
ما گدایان خیل سلطانیم شهربند هوای جانانیم
بنده را نام خویشتن نبود هر چه ما را لقب دهند آنیم
گر برانند و گر ببخشایند ره به جای دگر نمیدانیم
چون دلارام میزند شمشیر سر ببازیم و رخ نگردانیم
دیگران در هوای صحبت یار زر فشانند و ما سر افشانیم
مر خداوند عقل و دانش را عیب ما گو مکن که نادانیم
هر گلی نو که در جهان آید ما به عشقش هزاردستانیم
تنگ چشمان نظر به میوه کنند ما تماشاکنان بستانیم
تو به سیمای شخص مینگری ما در آثار صنع حیرانیم
هر چه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم
سعدیا بی وجود صحبت یار همه عالم به هیچ نستانیم
ترک جان عزیز بتوان گفت ترک یار عزیز نتوانیم
نظرات شما عزیزان:

باسلام /سعی زیاد دارم محبت شما راجبران نمایم اما تلاش بیهوده است ولینک نمیشوید
: مدیریت MAHVASH همه جا
سلام با تشکر از حضور گرمتان برای لینگ کردن یاید رمز سایت خود را بزنی و در بخش مدیریت
گرینه پیوند ها را باز کنی و وقتی باز شد در آنجا نام و آدرس هر سایتی را می خواهی
بنویس و بعد روی ثبت کلیک کن تا لینگ شود ممنون موفق باشید